دورنماى قراضه و بازيافت مس در چين

دورنماى قراضه و بازيافت مس در چين

دورنماى قراضه و بازيافت مس در چين :  چين ضایعات مس مورد نياز خود را در وهله نخست از بازارهاى توسعه يافته وارد مى كند، اما ميزان مصرف مس در اين بازارها طى 15 سال گذشته كاهش چشمگيرى داشته كه اين امر در حال حاضر منجر به كاهش توليد قراضه شده است. علاوه بر اين، پايين بودن قيمت ها باعث شده تا توليد قراضه به سرعت سال هاى گذشته صورت نگيرد. در سال 2000 ، ميزان مصرف مس در ايالات متحده به اوج خود يعنى حدود 4.3 ميليون تن رسيد، اما اين ميزان در سال 2013 به حدود 2.4 ميليون تن كاهش يافت (هرچند از سال 2009 تقريباً ثابت مانده است). ميزان تقاضا براى مس تصفيه شده در اروپاى غربى نيز در سال هاى اخير كاهش يافته است  از حدود 4.3 ميليون تن در  سال 2006 به حدود 3 ميليون تن در سال 2013 عرضه و تقاضا در مقابل، توليد داخلى قراضه مس در چين احتمالاً شتاب خواهد يافت. انتظار مى رود كه اين امر در درجه اول ناشى از توليد قراضه هاى اسقاطى از لوازم خانگى و خودرو در كوتاه مدت باشد، زيرا طول عمر چنين محصولاتى معمولا بين 10 تا 15 سال است. ميزان توليد لوازم خانگى مانند دستگاه هاى تهويه مطبوع، تلويزيون، يخچال و فريزر و خودرو در چين از سال 2000 افزايش يافته است و اين محصولات به احتمال زياد موجب افزايش منابع قراضه مس خواهند شد. رسيدن ضايعات ساختمانى به بازار، زمان بيشترى خواهد گرفت، البته نه به اندازه غرب. بازار مسكن چين در بخش خصوصى تنها 15 سال قدمت دارد، بنابراين براى مشاهده افزايش ضايعات ساختمانى در اين بخش، همچنان بايد سال هاى زيادى را انتظار كشيد. سرعت روند بازسازى در چين بسيار سريع تر از غرب است و ديگر مانند گذشته نمى توان انتظار داشت كه اين امر بيش از 40 سال به طول انجامد. با توجه به ميزان تقاضا براى قراضه مس در چين، سقوط قيمت قراضه تصفيه شده، موجب شده تا افزايش قيمت ضایعات مس كاتدى محدود شود و در نتيجه، توليدكنندگان تمايل بيشترى به استفاده از كاتد پيدا كنند. علاوه بر اين، افزايش هزينه هاى مربوط به پردازش و پالايش، كارخانه هاى ذوب را وادار كرده تا بيش از پيش به كنستانتره وابسته شوند. در واقع، بخش بزرگى از ظرفيت جديد توليد مس در چين، منحصراً براى كاتد طراحى شده است. مثلاً در سال 2014 ، كارخانه جديدى براى توليد سيم مفتول با ظرفيت نزديك به 2 ميليون تن در سال براى استفاده از كاتد طراحى شد، اما تنها 340 هزار تن از ظرفيت اين كارخانه به خوراك قراضه اختصاص يافت. انتظار مى رود كه در سال 2015 ، ظرفيتى به اندازه 1.1 ميليون تن در سال راه اندازى شود كه تنها 200 هزار تن از آن براى استفاده از قراضه در نظر گرفته شده است.

به همين ترتيب، با توجه به تداوم محدوديت عرضه قراضه از خارج از كشور و نيز عرضه كنسانتره به ميزان كافى، اكنون احداث كارخانه جديد ذوب چين عمدتاً نه بر توليد ثانويه، بلكه بر ظرفيت اوليه متمركز است. توليد مس ثانويه در چين از سال 2011 در حد 2.6 تا 2.7 ميليون تن در سال ثابت مانده است و از 19 طرح تكميلى مربوط به كارخانه هاى ذوب كه قرار است طى سال هاى 2013 تا 2015 اجرا شوند، تنها سه طرح از آنها به كارخانه هاى ذوب ثانويه اختصاص دارند كه از مجموع ظرفيت سه ميليون تن در سال، فقط 300 هزار تن در سال توليد مى كنند.

واردات تحت فشار

مقررات جديد نيز مى تواند تأثير مثبت و منفى زيادى بر استفاده از قراضه بگذارد. مثلا شركت « آپريشن گرين فنس » در سال 2013 جريان  عرضه قراضه درجه پايين را متوقف كرد و واردات محموله، به ويژه به بندر « گوانگدونگ » را دشوارتر ساخت. شرکت « آپريشن ارث گادس » در سال 2014 با پيگيرى اين طرح هاى ابتكارى، واردات ضايعات و قراضه از اروپا و شمال آمريكا را در دستور كار خود قرار داد. اما براى استفاده از ضایعات سيم هاى مفتولى مسى، بر ماليات بر ارزش افزوده به اندازه درصد تخفيف در نظر گرفته شده و به بازيافت ضايعات الكترونيكى نيز يارانه تخصيص داده شده است.
حجم صادرات قراضه مس چين پس از چندين سال افزايش سريع، در سال هاى 2013 و 2014 كاهش يافت. اين امر تا حدودى در نتيجه اقدامات نظارتى، پايين بودن قيمت ها و تغيير در زيرساخت عرضه و تقاضا بود. نوسانات در آربيتراژ واردات، همچنان يكى از عوامل كليدى اقتصاد ضايعات شمرده مى شود. در اوايل سال گذشته شاهد نوسانات گسترده اى همراه با ضعف بوديم، اما اوضاع در طول ماه هاى تابستان بهتر شد. در اوايل سال 2015 نيز يك بار ديگر آربيتراژ كاهش يافت. تأمين مالى، يكى ديگر از عواملى است كه بر واردات قراضه چين تأثير گذاشته است. نگرانى ها در خصوص تأمين مالى فلزات، توانايى واردكنندگان را براى تضمين اعتبارنامه ها و ديگر اسناد مالى بانكى تحت تأثير قرار داده است. بازارهاى توسعه يافته همچنان بيش از 80 درصد از منابع اصلى قراضه وارداتى را شامل مى شوند. بندرهاى اصلى براى واردات قراضه « ژجيانگ » و « گوانگدونگ » هستند كه حجم غالب واردات از طريق آنها صورت مى گيرد. اين بندرها به دليل عواملى نظير امور گمركى محلى، تقاضاى ضعيف و قيمت هاى نه چندان جذاب، در طول زمان تغيير كرده اند. 

 

مطالب دیگری در این زمینه :

نظرات کاربران :

در حال پردازش ...
صرف نظر از پاسخ دهی (ارسال پاسخ برای نظر )
ورود / ثبت نام
درحال پردازش آگهی ...
iranzayeatlogoدرحال پردازش ...

بستنجستجوی پیشرفته آگهی