ایران ضایعات

واکنش احساسی فعالان بازار ضایعات به جنگ ایران و اسرائیل

تحلیل روانی بازار ضایعات در شرایط جنگی

بازارهای مالی و کالایی در ذات خود، ترکیبی از منطق اقتصادی و روانشناسی جمعی هستند. در شرایط عادی، تصمیمات بر پایه تحلیل‌های منطقی از عرضه و تقاضا، هزینه‌های تولید، و چشم ‌انداز اقتصادی صورت می‌گیرد. اما در دوران بحران، به ویژه بحران ‌های جنگی، عنصر احساسات به شدت پر رنگ می‌شود و می‌تواند منطق را تحت ‌الشعاع قرار دهد. فعالان بازار ضایعات، از جمع ‌آوری ‌کنندگان خرد و دلالان محلی گرفته تا کارخانه‌ های بزرگ بازیافت و صادرکنندگان، همگی انسان هستند و تحت تاثیر ترس، طمع، نا اطمینانی و امید قرار می‌گیرند. در ادامه انواع واکنش های احساسی فعالان بازار ضایعات به درگیری های اخیر ایران و اسرائیل را بررسی می کنیم.

انواع واکنش های احساسی فعالان بازار ضایعات به درگیری های نظامی

انواع واکنش های احساسی که به دنبال درگیری های نظامی و جنگ بین ایران و اسرائیل که ممکن است در بازار صادرات دیده شوند عبارتند از:

1. ترس و نا اطمینانی: کاتالیزور اصلی واکنش ‌های هیجانی

  • ترس از دست دادن سرمایه: اولین و قدرتمند ترین احساسی که در شرایط جنگی بر سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی غالب می‌شود، ترس از دست دادن سرمایه است. این ترس می‌تواند منجر به فروش هیجانی دارایی‌ها، از جمله ضایعات و موجودی انبارها، به هر قیمتی شود تا از ضررهای احتمالی بیشتر جلوگیری شود.
  • ترس از کمبود و افزایش قیمت: در مقابل، گروه دیگری از فعالان ممکن است با ترس از کمبود مواد اولیه در آینده و افزایش شدید قیمت ‌ها مواجه شوند. این ترس، منجر به هجوم برای خرید و انباشت ضایعات می‌شود، حتی اگر قیمت ‌ها غیرمنطقی بالا باشند.
  • نا اطمینانی در مورد آینده: وضعیت جنگی، آینده را به شدت نا معلوم می‌کند. آیا مسیرهای حمل و نقل امن خواهند ماند؟ آیا کارخانه ها می‌توانند به فعالیت خود ادامه دهند؟ آیا تقاضا کاهش خواهد یافت؟ این نا اطمینانی‌ ها، تصمیم گیری منطقی را دشوار می‌سازد و به سمت واکنش ‌های هیجانی سوق می‌دهد.

2. طمع و فرصت‌ طلبی: روی دیگر سکه

  •  طمع سودهای باد آورده: در کنار ترس، طمع نیز نقش مهمی ایفا می‌کند. برخی از دلالان و فعالان سودجو، جنگ را فرصتی برای کسب سودهای کلان از نوسانات شدید قیمت می‌بینند. آن‌ها ممکن است با دامن زدن به شایعات یا دستکاری بازار، به دنبال ایجاد نوسانات بیشتر و کسب سود از این تلاطم باشند.
  • فرصت خرید ارزان در بحران: برای سرمایه گذاران بلند مدت یا شرکت ‌های با نقدینگی بالا، فروش هیجانی دیگران می‌تواند فرصتی برای خرید دارایی های با ارزش به قیمت‌ های پایین ‌تر از ارزش واقعی باشد.

3. رفتار گله‌ای (Herd Behavior): تقویت واکنش ‌های احساسی

در شرایط جنگ و تنش‌های نظامی، افراد تمایل دارند رفتار اکثریت را دنبال کنند. اگر گروه بزرگی از فعالان شروع به فروش یا خرید هیجانی کنند، حتی اگر دلایل منطقی برای این کار وجود نداشته باشد، دیگران نیز به پیروی از آن‌ها دست به همین اقدامات می‌زنند. این رفتار گله‌ای، نوسانات بازار را تشدید می‌کند و می‌تواند قیمت‌ ها را از ارزش ‌های اصلی آن‌ها دور کند.

 تاثیر روانشناختی بر سطوح مختلف بازار ضایعات:

  •  جمع ‌آوری ‌کنندگان و دلالان خرده پا: این گروه که معمولاً نقدینگی محدودی دارند، بیشترین تاثیر را از نوسانات هیجانی می‌پذیرند. آن‌ها ممکن است ضایعات جمع ‌آوری شده را به سرعت بفروشند تا از ضررهای احتمالی جلوگیری کنند یا برعکس، به امید افزایش قیمت، آن‌ها را انبار کنند و در صورت کاهش قیمت، متحمل ضرر شوند.
  • واسطه ها و بازرگانان: این فعالان با حجم معاملات بالاتر، حساسیت بیشتری نسبت به اخبار و شایعات دارند. آن‌ها ممکن است موجودی انبار خود را بر اساس حدس و گمان در مورد آینده بازار مدیریت کنند.
  • کارخانه های بازیافت و مصرف‌کنندگان نهایی: این صنایع به دلیل نیاز مستمر به مواد اولیه، با چالش ‌های بیشتری روبرو هستند. آن‌ها باید تصمیم بگیرند که آیا مواد اولیه را با قیمت ‌های بالا در شرایط نا اطمینانی خریداری کنند یا ریسک کمبود را بپذیرند. تصمیم گیری در این سطح، تاثیر مستقیم بر روند تولید و قیمت محصولات نهایی آن‌ها خواهد داشت.

درک این واکنش ‌های احساسی و تاثیر آن‌ها بر بازار ضایعات در شرایط جنگی، برای تمامی فعالان این حوزه ضروری است. این درک می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا تصمیمات منطقی تری بگیرند و کمتر تحت تاثیر جریان ‌های هیجانی بازار قرار گیرند.

تحلیل رفتار فعالان بازار و هجوم به خرید یا فروش هیجانی

در شرایط بحرانی، به ویژه جنگی، بازار ضایعات شاهد تغییرات ناگهانی و شدید در الگوهای خرید و فروش می‌شود. این تغییرات اغلب ریشه در روانشناسی توده و واکنش‌ های هیجانی دارد تا منطق اقتصادی. تحلیل این رفتارها به ما کمک می‌کند تا ماهیت نوسانات در این دوران را بهتر درک کنیم.

سناریوی هجوم به فروش هیجانی (Panic Selling):

این سناریو معمولاً در مراحل اولیه یک بحران نظامی جدی یا در پی انتشار اخبار نگران‌ کننده رخ می‌دهد. دلایل اصلی آن عبارتند از:

  •  ترس از رکود اقتصادی و کاهش تقاضا: فعالان بازار پیش بینی می‌کنند که جنگ منجر به کاهش فعالیت ‌های صنعتی، ساخت و ساز و در نتیجه کاهش تقاضا برای محصولات نهایی و به تبع آن کاهش تقاضا برای ضایعات خواهد شد.
  • ترس از اختلال در حمل و نقل و عرضه: نگرانی از بسته شدن مسیرها، کمبود سوخت، و ناامنی حمل و نقل، باعث می‌شود که فعالان نگران انباشت ضایعات در انبارها و عدم امکان فروش آن‌ها شوند. این ترس، به ویژه برای دلالان و واسطه هایی که فضای انبار محدودی دارند، بسیار جدی است.
  • نیاز به نقدینگی: در شرایط بحران، افراد و شرکت ‌ها تمایل دارند نقدینگی خود را افزایش دهند تا بتوانند هزینه‌ های غیر منتظره را پوشش دهند یا از فرصت های آتی استفاده کنند. فروش دارایی ‌ها، حتی با قیمت پایین ‌تر، راهی برای تامین این نقدینگی است.
  • ترس از افت بیشتر قیمت: هنگامی که روند نزولی آغاز می‌شود، ترس از افت بیشتر قیمت‌ ها، فروشندگان را ترغیب می‌کند که قبل از اینکه ضررشان بیشتر شود، دارایی های خود را بفروشند. این خود به یک چرخه بازخورد مثبت منجر می‌شود که فروش بیشتر را به دنبال دارد.
  • رفتار گله ‌ای: با مشاهده فروش گسترده توسط دیگران، بسیاری از فعالان، بدون تحلیل منطقی، به پیروی از اکثریت اقدام به فروش می‌کنند.

پیامد هجوم به فروش:

  •  افت شدید و ناگهانی قیمت: حجم بالای عرضه و نبود خریدار کافی، به افت چشمگیر قیمت ضایعات منجر می‌شود.
  • افزایش شکاف خرید و فروش: فاصله بین قیمت پیشنهادی خریداران و فروشندگان بیشتر می‌شود.
  • توقف معاملات: در برخی موارد، با ادامه روند نزولی شدید، معاملات به کلی متوقف می‌شوند زیرا هیچ کس حاضر به خرید با قیمت ‌های پیش بینی شده نیست.
  • ورشکستگی فعالان کوچک: بسیاری از دلالان کوچک و جمع ‌آوری ‌کنندگان که موجودی خود را با قیمت بالا خریداری کرده بودند، با ضررهای سنگین مواجه شده و ممکن است ورشکست شوند.

سناریوی هجوم به خرید هیجانی (Panic Buying / Hoarding):

این سناریو معمولاً پس از یک دوره افت قیمت یا در زمانی که فعالان بازار پیش بینی کمبود آتی را دارند، رخ می‌دهد. دلایل اصلی آن عبارتند از:

  •  ترس از کمبود مواد اولیه: صنایع بازیافت که به ضایعات به عنوان ماده اولیه حیاتی نیاز دارند، نگرانند که با تشدید جنگ، عرضه ضایعات قطع شود. این ترس آن‌ها را به سمت خرید و انباشت هر چه بیشتر ضایعات سوق می‌دهد.
  • ترس از افزایش شدید قیمت ‌ها در آینده: با پیش بینی کمبود، انتظار می‌رود که قیمت ضایعات به شدت افزایش یابد. این امر، فعالان را ترغیب می‌کند تا قبل از افزایش بیشتر قیمت ‌ها، خرید خود را انجام دهند.
  • حفاظت در برابر تورم و افت ارزش پول: در شرایط نا اطمینانی اقتصادی و تورم بالا، برخی فعالان ممکن است ضایعات را به عنوان یک دارایی فیزیکی (پناهگاه امن سرمایه) در نظر بگیرند تا از افت ارزش پول خود جلوگیری کنند.
  • سوداگری: برخی دلالان با نقدینگی بالا، با هدف کسب سود از افزایش قیمت ‌های آتی، اقدام به خرید و انباشت ضایعات می‌کنند. آن‌ها در انتظار فرصتی برای فروش با قیمت‌ های بالاتر هستند.

پیامد هجوم به خرید:

  • افزایش شدید و ناگهانی قیمت: حجم بالای تقاضا و کاهش عرضه، به افزایش چشمگیر قیمت ضایعات منجر می‌شود.
  • شکل ‌گیری حباب قیمت: قیمت ‌ها ممکن است به سطوحی فراتر از ارزش بنیادی خود افزایش یابند که نشان ‌دهنده شکل ‌گیری حباب است.
  • کمبود کاذب: انباشت ضایعات توسط عده ‌ای، می‌تواند به کمبود کاذب در بازار منجر شود.
  • مشکلات تامین مواد اولیه برای صنایع: کارخانه های بازیافت کوچک‌تر یا آن‌هایی که نقدینگی کمتری دارند، با افزایش قیمت ‌ها و کمبود عرضه، برای تامین مواد اولیه با مشکلات جدی مواجه می‌شوند.

نکات مهم در تحلیل رفتار هیجانی:

  • عدم پایداری: حرکات هیجانی بازار معمولاً پایدار نیستند. پس از یک دوره نوسان شدید، بازار تمایل به بازگشت به سمت ارزش ‌های بنیادی خود دارد، اما این بازگشت ممکن است زمان بر باشد.
  • نقش اطلاعات و شایعات: در چنین شرایطی، اطلاعات (صحیح یا غلط) و شایعات نقش بسیار مهمی در شکل‌ دهی به انتظارات و تصمیم گیری ‌های فعالان بازار ایفا می‌کنند.
  • سیاست های دولتی: اقدامات دولت، مانند ممنوعیت صادرات و واردات، کنترل قیمت، یا تزریق نقدینگی، می‌تواند این الگوهای رفتاری را تقویت یا تضعیف کند.

برای فعالان بازار ضایعات، درک این دینامیک ‌ها و توانایی تشخیص "هجوم هیجانی" از "تغییرات بنیادی" در بازار، کلید موفقیت در دوران بحران است. توصیه می‌شود که فعالان از تصمیمات شتاب ‌زده بر اساس احساسات خودداری کرده و تحلیل ‌های منطقی را حتی در شرایط دشوار نیز مبنای عمل خود قرار دهند.

بررسی تجربیات مشابه در جنگ ‌های قبلی منطقه

برای پیش بینی رفتار بازار ضایعات در شرایط جنگی کنونی، بررسی تجربیات گذشته و الگوهای رفتاری مشاهده شده در جنگ ‌های قبلی در منطقه، می‌تواند بسیار آموزنده باشد. هرچند هر جنگی ویژگی ‌های خاص خود را دارد، اما برخی از واکنش ‌های بازار تا حد زیادی تکرار می‌شوند.

جنگ ایران و عراق (1980-1988):

این جنگ طولاني ‌ترین و تاثیر گذارترین درگیری مدرن در تاریخ ایران است که پیامدهای عمیقی بر اقتصاد کشور گذاشت.

  •  کاهش تولید صنعتی: با بسیج منابع برای جنگ، بسیاری از کارخانه ها یا تعطیل شدند یا با ظرفیت پایین کار کردند. این امر به کاهش شدید تولید ضایعات صنعتی منجر شد.
  • افزایش تقاضا برای برخی ضایعات: در مقابل، تقاضا برای برخی فلزات (مانند آهن قراضه برای تولید فولاد جنگی) افزایش یافت.
  •  اختلال کامل در حمل و نقل: جاده ‌ها و مسیرهای دریایی ناامن شدند. بنادر جنوبی ایران بارها هدف حملات قرار گرفتند که واردات و صادرات را به شدت مختل کرد. این امر به کمبود شدید مواد اولیه و افزایش هزینه‌های حمل و نقل منجر شد.
  •  افزایش سهم بازار سیاه و دلالان: با بهم ریختگی نظم اقتصادی، بازار سیاه و نقش دلالان در تامین و توزیع ضایعات بسیار پررنگ شد.
  • سهم بیشتر دولت در کنترل بازار: دولت برای مدیریت منابع و جلوگیری از کمبود، کنترل شدیدی بر بازار ضایعات اعمال کرد.

جنگ خلیج فارس (1990-1991) و تهاجم به عراق (2003):

این جنگ‌ها نیز با وجود عدم درگیری مستقیم نظامی ایران، بر منطقه و اقتصاد ایران تاثیر گذاشتند.

  • نوسانات شدید قیمت نفت: هر دو جنگ منجر به افزایش ناگهانی قیمت نفت شد که بر هزینه ‌های حمل و نقل و تولید تاثیر گذاشت.
  • اختلالات مقطعی در مسیرهای تجاری: مسیرهای دریایی در خلیج فارس با افزایش ریسک و هزینه ‌های بیمه مواجه شدند.
  • افزایش تقاضا برای فلزات و بازسازی: پس از اتمام جنگ، نیاز به بازسازی عراق، تقاضا برای برخی ضایعات فلزی را افزایش داد.

جنگ یمن (از سال 2014) و بحران‌های سوریه (از سال 2011):

این درگیری ‌ها اگرچه مقیاس متفاوتی دارند، اما الگوی مشابهی را نشان می‌دهند:

  •  کاهش تجارت منطقه ای: نا امنی در منطقه، تجارت بین کشورهای منطقه را کاهش داده و بر صادرات و واردات ضایعات تاثیر گذاشته است.
  • افزایش ریسک و هزینه ‌های حمل و نقل: به ویژه در مسیرهای دریایی دریای سرخ.
  • افزایش نقش عوامل محلی در تامین ضایعات: با دشوار شدن تجارت بین المللی، تکیه بر منابع داخلی و محلی افزایش یافته است.

درس ‌های آموخته شده از تجربیات گذشته برای بازار ضایعات ایران:

  1.  اهمیت ثبات و امنیت حمل و نقل: هرگونه اختلال در حمل و نقل (زمینی، دریایی، ریلی) به سرعت به کمبود، افزایش قیمت و در نهایت توقف فعالیت منجر می‌شود. تضمین امنیت مسیرهای لجستیک، حیاتی ترین عامل در حفظ پایداری بازار ضایعات است.
  2.  نوسانات شدید قیمت: جنگ‌ها همیشه به نوسانات غیرقابل پیش بینی در قیمت ضایعات منجر می‌شوند. این نوسانات می‌تواند فرصت ‌هایی برای سوداگری ایجاد کند، اما ریسک‌ های بسیار بالایی نیز دارد.
  3.  نقش تعیین ‌کننده دولت: در شرایط جنگی، دولت نقش بسیار پررنگ‌ تری در مدیریت بازار ضایعات ایفا می‌کند. این شامل کنترل قیمت، سهمیه بندی، ممنوعیت صادرات/واردات، و حمایت از صنایع حیاتی می‌شود.
  4. اهمیت انبارش و موجودی استراتژیک: شرکت ‌هایی که در دوران صلح دارای موجودی کافی از مواد اولیه بوده ‌اند، در دوران بحران از مزیت برخوردار خواهند بود.
  5.  ظهور بازار سیاه و غیررسمی: با تشدید محدودیت ‌ها و افزایش تقاضا، بازار سیاه برای ضایعات رونق می‌گیرد که به عدم شفافیت و نوسانات بیشتر دامن می‌زند.
  6.  تغییر در الگوهای مصرف و تولید: جنگ می‌تواند باعث تغییر در اولویت ‌های تولیدی صنایع شود. مثلاً، صنایع مرتبط با دفاع ممکن است رشد کنند، در حالی که صنایع مصرف کننده ممکن است رکود را تجربه کنند. این امر الگوی تولید ضایعات را تغییر می‌دهد.
  7. تاثیر بر کیفیت ضایعات: در شرایط جنگی، ممکن است استانداردهای جمع‌ آوری و تفکیک ضایعات کاهش یابد که منجر به افت کیفیت مواد اولیه بازیافتی می‌شود.

با توجه به این تجربیات، فعالان بازار ضایعات ایران باید در شرایط کنونی با احتیاط عمل کنند. مدیریت ریسک، حفظ نقدینگی و پایش دقیق اخبار و سیاست های دولتی، از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین، آمادگی برای سناریوهای مختلف و داشتن برنامه ‌های اضطراری برای تامین مواد اولیه و فروش محصولات، می‌تواند به کاهش آسیب پذیری در برابر شوک ‌های احتمالی کمک کند.

 

نظرات کاربران :

در حال پردازش ...
صرف نظر از پاسخ دهی (ارسال پاسخ برای نظر )
  • ۳ مرداد ۰۴
    عبدارضا اسکندری :
    با سلام و احترام شاید این تئوری درست باشد اما در حال حاضر مشکل برق آب گاز به شدت کارخانه‌ها با عدم تقاضا واجه شده‌اند بازار با عرضه و تقاضا شکل ی‌گیرد با توجه به عدم تایید مسائل دیگر نمی‌توان توضیح داد
    پاسخ