واکاوی بازار قراضه و الزامات جدید آن (4)

واکاوی بازار قراضه و الزامات جدید آن (4)

واکاوی بازار قراضه و الزامات جدید آن : پس از اشاره به ابعادی از ریخت شناسی بازار قراضه و تبار شناسی مختصر از اقتصاد ایران، لازم است تا نگاه کوتاهی هم به ریخت یا فرم بازار اصلی قراضه ، یعنی بازار فولاد داشته باشیم. حدود ۱۹ میلیون تن سالیانه تولید فولاد خام و مصرف سرانه حدود ۲۰۰ کیلوگرم در سال. بیش از ۸۰ درصد تولید در دست دولتی ها و کمتر از ۲۰ درصد توسط بخش خصوصی. صادرات حدود ۴ میلیون تن و مصرف ظاهری حدود ۱۶ میلیون تن . همچنین تولید ۱۵ میلیون تن آهن اسفنجی . مصرف سرانه کمتر از ۳۰۰ کیلوگرم مربوط به کشور های توسعه نیافته است.

بازار مصرف داخلی نسبتا در رکود و سرمایه گذاری ها در زمینه توسعه زنجیره عمدتا در دست دولتی هاست. بازای هر ۱۰۰ هزار دلار در صنعت یک نفر اشتغال ایجاد می شود. سهم ضایعات آهن در تولید کل چیزی حدود ۸ درصد است. نیروی انسانی، سنگ آهن و انرژی ارزان مزیت های نسبی این صنعت است. مصرف انرژی بازای هر تن تولید فولاد - میانگین روش های مختلف تولید - حدود ۶۰۰ کیلووات ساعت است. و این میزان ۳۰ درصد بیشتر از زمانی است که فقط از قراضه استفاده شود.

سهم صرفه جویی انرژی استفاده از قراضه در قیاس با کل فرایند استخراج و فراوری و تبدیل به اسفنجی و ذوب آن در تولید فولاد بیش از ۷۰ درصد است. از نقطه نظر ارقامی: ۲۰۰ کیلووات ساعت صرفه جویی در مصرف برق و ۱۸ گیگاژول صرفه جویی حرارتی، بعلاوه صرفه جویی ۴۵۵ مترمکعب گاز و ۱۷۴ کیلووات ساعت برق، در فرایند تبدیل گندله به اسفنجی.

ترکیه بزرگترین وارد کننده قراضه در جهان است و واردات ایران نزدیک به صفر. سرانه تولید قراضه در ترکیه نزدیک به ۱۶۰ کیلوگرم و ایران حدود ۲۰ کیلوگرم. قیمت هر کیلووات برق در ترکیه ۴۰۰ تومان و در ایران ۶۰ تومان. قیمت گاز در ترکیه ۲۰۰۰ تومان و در ایران ۱۵۰ تومان. در ترکیه حدود ۳۶ میلیون تن فولاد عمدتا با قراضه تولید میشود و یکی از صادر کنندگان عمده فولاد به جهان است. حجم عمده تولید فولاد ترکیه به روش القایی و در ایران به روش قوس است. چه انتظاراتی می توان از وجود قیمت ارزان انرژی در ایران داشت؟ و این قیمت ارزان در واقعیت چه ره آوردهایی می توانست در طی سالیان گذشته در صنعت فولاد داشته باشد؟

  • باعث رشد سرمایه گذاری در صنعت گردد.
  • علاوه بر توسعه کمی باعث ارتقای سطح کیفی و تنوع تولید فولادهای خاص شود.
  • بتوانیم به سهولت به بازارهای جهانی وارد شویم.
  • افزایش سهم سرمایه گذاری در زمینه پژوهش و توسعه در صنعت شود.
  • سبب نوسازی تکنولوژیک صنعت و افزایش بهره وری گردد.
  • باعث افزایش سهم صنعت در اشتغال جامعه شود.

چنانچه این انتظارت برآورده نشده باشد و سبب افزایش توانمندی، افزایش درآمد و افزایش بهره وری نشده باشد، به معنی هدر رفت سهم انرژی به عنوان منابع بین نسلی در کل اقتصاد و تاثیرش افت شاخص رفاه عمومی جامعه و جابجایی در منابع سرمایه عمومی است.

بازار فولاد در کل زنجیره اش بازاری است با مشخصات یک بازار انحصار چند جانبه که بازیگران آن که سهم عمده و رهبری مسلط آن دولتی است امکان بازی های قیمتی در بازار را در دست دارد. در چنین بازاری حلقه هایی از این زنجیره امکان خواهند یافت تا قیمت های غیر بازاری خود را بر کل صنعت تحمیل کنند و بخش مهمی از درآمد زنجیره ارزش را تصاحب کنند. چنین موضوعی حتی باعث بر هم زدن توازن توسعه در کل صنعت خواهد شد. از دیگر عوارض چنین بازارهایی گرانی قیمت یا افت کیفیت محصولات خصوصا توسط بخشی از بازار است که دارای قدرت و نفوذ و سازمان یافتگی و درجه بالاتری از انحصار هستند. آثار آن را بیشتر در قیمت گذاری های دستوری در زمینه آهن اسفنجی می توان بوضوح دید.

بازار فولاد نسبتا دارای سازمان یافتگی حداقل در بخش تولید است اما مناسبات تجاری در آن عمدتا با همان سبک و سیاق سنتی است. نظیر بازار قراضه که آنهم بشدت فردگرا و سنتی است. خوشبختانه همانگونه که در بخش های پیشین در مورد رخدادهای مثبت فضای مجازی در توسعه اطلاعات و کاهش سطح انحصار در بازار قراضه در فضای کسب و کار گفته شد در بازار فولاد نیز این مقوله تاثیر گذار بوده است.

هدف ما از کاوش بازار چیست؟
واکاوی بازار قراضه از طریق این سری یادداشت ها کند و کاوی است در خصوص "فهم" بهتر این بازار و بازارهای وابسته مثل فولاد.  از طریق فهم مناسبات جاری و رخدادهای پیش روی این بازار تلاش می کنیم تا "بفهمیم" چه شرایط بهتری را میتوان در آن استوار ساخت. "فهمیدن" فرایندی است عقلانی و تجربه ای انسانی و غیر قابل تقلید، مثل تمامی تجربه های بشری که باعث نوآوری و کشف و ظهور و بروز پدیده های نوین شده و خواهد شد.

بازار در حال تغییر و تحول است. تغییر نیز از آن جا که در تضاد با ثبات است مقاومت ایجاد میکند. ثبات پناه بوجود می آورد و تغییر باعث می شود که این پناه گاه دچار ناامنی شود. طبیعی است که هواداران مناسبات موجود که مریدان و کاسبان آنند مانع این نوآوری ها و تغییرات شوند.

تکنولوژی یک تغییر است. رخدادی با سطح کیفی برتر و اقتصادی تر که زیست بومی بهتر را برای ما فراهم می کند. "فهم" این رخداد نشان می دهد که بکارگیری آن، مناسبات زیست بوم فعلی را دستخوش دگرگونی و ارتقا می کند. پس باید از تکنیک های جدید بهره مند شد چرا که هم باعث افزایش کارآیی در صنعت و هم افزایش رفاه عمومی جامعه خواهد شد. در دنیای امروز اقتصاد های فاقد تکنولوژی مدرن، جولانگاه دلالان و سوداگران سنتی بازار و مخالف تغییر و مدرنیزاسیون است.

بر اساس بررسی کارشناسان صنعت فولاد ایران تا حدود ۲۴ درصد جا دارد تا اقدام به صرفه جویی انرژی کند. از آنجا که سهم انرژی در قیمت تمام شده را از ۲۰ تا ۴۰ درصد وابسته به سایر عوامل برآورد کرده اند، دامنه وسیعی در این خصوص جهت بکارگیری تکنولوژی و دانش فنی نوین وجود دارد. صنعت فولاد اروپا خصوصا آلمان طی کمتر از یک دهه میزان انرژی مصرفی در صنعت را به دلیل ارتقای سطح تکنولوژی به ۵۴ درصد رسانیده است.

به کارگیری تکنولوژی و تجهیزات مدرن البته بدون تغییر در رفتار و مناسبات منطبق با آن چاره ساز نیست. سوگیری دولت مداری و دخالت های دستوری دولت در مکانیزم بازار و قیمت ها حتی با تجهیزات مدرن نیز باعث رواج و توسعه فساد و رانت در صنعت میشود. با ورود اخیر دولت در قیمت گذاری شمش و میلگرد و پیشتر اسفنجی و گندله، بازار را با سرعت بیشتری به سوی فروپاشی و توسعه فساد و عدم کارایی به پیش خواهد برد. همانگونه که ورود تجهیزات مدرن به صنعت فراوری قراضه بدون تغییر در رویکردهای بازار نه تنها هنوز نتوانسته به سالم سازی این بازار کمک کند خود نیز در این مناسبات درگیر شده است. در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد.

نظام اقتصادی ایران خارج از هر عنوانی که بر آن بنهیم نظامی است دولت محور. سوگیری دولت محوری در متن و بطن حافظه تاریخی نظام اجتماعی و اقتصادی ایران نهادینه شده است. این سوگیری که یک مکانیزم روانی منطبق با توجیه وضع موجود (ثبات) و در تضاد با مولفه "تغییر و نوآوری" است اساسی ترین معضلی است که به کلیت فضای فکری و اندیشگی کشور نیز دامن گسترده است. متاسفانه هم در سطح عموم و هم در سطح مدیران و تصمیم گیران جامعه شاهد چنین سوگیری هستیم. آثار این سوگیری، بعلاوه مشکلات ناشی از نداشتن یک مدل توسعه اقتصادی مدون و نیز مناقشات جاری در زمینه اولویت عدالت و آزادی - که پیشتر اشاره کردیم - سبب بی توجهی به عوامل موثر در رشد و توسعه این صنعت و نوعی سکون و توسعه فساد شده است.

در مقالات قبلی و در طرح آمار و ارقام از ریخت شناسی بازار قراضه و فولاد نیازهای آماری پایه ای را در ضرورت "فهم" بهتر شرائط موجود و نشان دادن مشکلات موجود زیست بوم فعلی بازار را مطرح کردیم تا بتوان با تحلیل ارقامی کارشناسانه به تغییر و اصلاح روند پرداخت. اگر خواهان "تغییریم" اینها از وظائف ما تکنوکرات هاست:

مدرن سازی تجهیزات، وارد نمودن تکنولوژی نوین و کاهش مصرف انرژی و ... شناسایی نقش قراضه در آینده صنعت با تجدید نظر در ساختار طراحی شده جهت هدف گذاری ۵۵ میلیون تنی فولاد در سال ۱۴۰۴.
این هدف گذاری نیاز به ۱۷۰ میلیون تن سنگ آهن، ۸۰ میلیون تن گندله، ۶۵ میلیون تن اسفنجی و حدود ۶۰۰۰ مگاوات برق و ۱۸ میلیارد متر مکعب گاز و ۶۰۰ میلیارد متر مکعب آب دارد. قراضه یکی از مهمترین عوامل نجات بخش صنعت فولاد در آینده ای بدون سوبسید (رانت انرژی) است که در این هدف گذاری دیده نشده است (با سهم صرفه جویی ۷۰ درصدی انرژی). روزهایی که ناگزیر در ان شرایط ضمن آزاد سازی قیمت حامل های انرژی ناگزیر به تغییر پارادایم هستیم. با هدف "فهم" دقیق تر نسبت به کاوش بازار، در مقالات بعدی، به طرح ارقام مقایسه ای توسعه صنعت فولاد از منظر انرژی، با تغییر رویکرد به قراضه خواهیم پرداخت - سید تقی مرتضویان  ( کارشناس بازار قراضه )

مطالب دیگری در این زمینه :

نظرات کاربران :

در حال پردازش ...
صرف نظر از پاسخ دهی (ارسال پاسخ برای نظر )
ورود / ثبت نام
درحال پردازش آگهی ...
iranzayeatlogoدرحال پردازش ...

بستنجستجوی پیشرفته آگهی