ایران ضایعات

چین ظرفیت مازاد آلومینیوم را به خارج منتقل می‌ کند

چین ظرفیت مازاد آلومینیوم را به خارج منتقل می‌ کند

بازار جهانی آلومینیوم در حال تجربه تغییراتی است که بخش مهمی از آن به سیاست محدودکننده چین در زمینه توسعه ظرفیت ذوب این فلز بازمی‌گردد. نزدیک شدن ظرفیت تولید آلومینیوم چین به سقف تعیین‌ شده ۴۵ میلیون تن، فضای رشد واحدهای جدید در داخل این کشور را کاهش داده و شرکت های چینی را به سمت توسعه پروژه های خارجی سوق داده است.

چین طی سال‌ های گذشته با اجرای سیاست کنترل ظرفیت، تلاش کرده از رشد بدون برنامه واحدهای ذوب آلومینیوم و افزایش فشار بر منابع انرژی جلوگیری کند. با این حال، ارتقای فناوری، افزایش بهره‌ وری و بهبود عملکرد کارخانه‌ها باعث شده تولید واقعی برخی واحدها به محدوده بسیار بالایی از ظرفیت موجود برسد.

در چنین شرایطی، شرکت های چینی برای حفظ روند توسعه خود، به جای احداث ظرفیت های بزرگ جدید در داخل کشور، سرمایه و فناوری خود را به بازارهای خارجی منتقل می‌ کنند. اندونزی، قزاقستان و برخی کشورهای آفریقایی از جمله مقاصدی هستند که در سال‌ های اخیر مورد توجه سرمایه گذاران چینی قرار گرفته‌ اند.

 چرا ظرفیت تولید آلومینیوم چین به یک نقطه حساس رسیده است؟

سیاست سقف ظرفیت ذوب آلومینیوم چین از سال ۲۰۱۷ به یکی از محورهای اصلی تنظیم بازار این کشور تبدیل شد. دولت چین در آن مقطع با افزایش قابل توجه واحدهای تولیدی و فشار ناشی از مصرف انرژی مواجه بود و به همین دلیل محدودیت‌هایی را برای توسعه ظرفیت های جدید اعمال کرد.

بر مبنای این سیاست، راه‌ اندازی ظرفیت تازه در بسیاری از موارد باید با حذف یا جایگزینی ظرفیتی مشابه همراه باشد. هدف اصلی این رویکرد، جلوگیری از رشد بی‌ ضابطه تولید و سوق دادن صنعت به سمت کارخانه های جدیدتر، کم‌ مصرف‌ تر و مجهزتر بود.

اجرای این سیاست در سال‌ های بعد موجب شد تعداد زیادی از واحدهای قدیمی یا غیرمجاز از مدار تولید خارج شوند و سرمایه گذاری بیشتری به سمت فناوری‌ های پیشرفته‌ تر هدایت شود. اما پیامد مهم این روند، افزایش بهره‌ وری کارخانه های باقی‌ مانده بوده است. به بیان دیگر، اگرچه سقف ظرفیت رسمی همچنان برقرار است، کارخانه‌ ها به کمک تجهیزات مدرن و مدیریت بهتر فرآیند تولید می‌ توانند از ظرفیت های خود با نرخ بالاتری استفاده کنند.

 نرخ بهره‌ برداری بالا، امکان رشد تولید داخلی را محدود کرد

داده‌ های بازار نشان می دهد واحدهای ذوب آلومینیوم چین در ماه‌ های اخیر با نرخ بسیار بالایی فعالیت کرده اند. برآورد شرکت مشاوره AZ Global نشان می دهد میزان بهره‌ برداری از ظرفیت مؤثر صنعت ذوب آلومینیوم چین در ماه اوت به حدود ۹۹.۷ درصد رسیده است.

ظرفیت مؤثر برآورد شده برای این صنعت حدود ۴۵.۲۶ میلیون تن عنوان شده است. چنین نرخ بهره‌ برداری بالایی نشان می دهد بخش قابل توجهی از ظرفیت موجود در حال استفاده است و تولیدکنندگان برای افزایش چشمگیر تولید داخلی، با محدودیت مواجه هستند.

این موضوع اهمیت زیادی برای آینده صنعت آلومینیوم چین دارد. زمانی که کارخانه های موجود تقریباً با تمام توان کار می‌ کنند، رشد بیشتر تولید مستلزم ایجاد ظرفیت تازه خواهد بود؛ اما سقف رسمی ظرفیت، امکان توسعه گسترده واحدهای جدید را در داخل کشور محدود می کند.

در نتیجه، شرکت های چینی برای ادامه رشد خود ناچارند راهکارهای دیگری را دنبال کنند که یکی از مهم‌ترین آنها، انتقال سرمایه گذاری به خارج از مرزهاست.

 آلومینای ارزان، سود تولیدکنندگان را افزایش داده است

در کنار محدودیت ظرفیت، وضعیت بازار آلومینا نیز نقش مهمی در معادلات صنعت آلومینیوم چین دارد. افزایش عرضه آلومینا در بازار داخلی باعث شده قیمت این ماده اولیه در سطوح نسبتاً پایینی قرار گیرد.

آلومینا ماده اصلی مورد استفاده در فرآیند تولید آلومینیوم اولیه است و قیمت آن تأثیر مستقیمی بر هزینه تمام‌ شده واحدهای ذوب دارد. زمانی که قیمت آلومینا کاهش پیدا می کند، در صورت ثابت ماندن یا رشد قیمت آلومینیوم، حاشیه سود کارخانه های ذوب افزایش خواهد یافت.

شرایط کنونی از این منظر برای تولیدکنندگان چینی مطلوب است. آنها از یک سو با بازار آلومینیوم نسبتاً قدرتمند و از سوی دیگر با هزینه پایین‌ تر ماده اولیه مواجه هستند. همین مسئله انگیزه استفاده حداکثری از ظرفیت کارخانه های فعال را افزایش داده است.

با این حال، سودآوری بالا به تنهایی نمی تواند مشکل محدودیت ظرفیت را حل کند. کارخانه‌ ای که تقریباً با تمام توان فعالیت می کند، برای افزایش قابل توجه تولید نیازمند ظرفیت جدید است؛ ظرفیتی که ایجاد آن در داخل چین با محدودیت‌ های قانونی رو به‌ روست.

 اندونزی به یکی از قطب‌ های جدید سرمایه گذاری آلومینیومی چین تبدیل شد

یکی از مهم‌ترین کشورهایی که در مسیر توسعه خارجی صنعت آلومینیوم چین قرار گرفته، اندونزی است. این کشور در سال‌ های گذشته به دلیل برخورداری از منابع معدنی و توسعه زیرساخت‌ های صنعتی، توجه سرمایه گذاران چینی را به خود جلب کرده است.

پارک‌ های صنعتی ایجادشده در اندونزی که بخشی از آنها ابتدا با هدف توسعه زنجیره نیکل شکل گرفته بودند، اکنون قابلیت استفاده برای صنایع فلزی دیگر را نیز پیدا کرده‌ اند.

برق، بنادر، مسیرهای حمل‌ و نقل و زیرساخت‌ های صنعتی ایجاد شده در این مناطق، هزینه و زمان راه‌ اندازی پروژه های جدید را کاهش می دهد. از همین رو، شرکت های چینی می‌ توانند بخشی از ظرفیت مورد نیاز خود را در خارج از کشور ایجاد کنند و به بازارهای منطقه‌ ای و بین المللی دسترسی داشته باشند.

گروه تسینگشان در کنار شرکت هایی مانند هوآفون و شینفا، از جمله مجموعه‌ هایی است که در پروژه های مرتبط با توسعه صنعت آلومینیوم اندونزی حضور دارد.

راه‌ اندازی کارخانه ۴۸۰ هزار تنی در اندونزی

یکی از پروژه های مهم این روند، کارخانه هوآچین است که ظرفیت تولید سالانه آن حدود ۴۸۰ هزار تن اعلام شده است. احداث چنین واحدی نشان می دهد سرمایه گذاری چینی‌ ها در صنعت آلومینیوم اندونزی صرفاً در مرحله مطالعات و برنامه‌ریزی باقی نمانده و بخشی از ظرفیت جدید وارد مرحله تولید شده است.

این پروژه ها از منظر بازار جهانی نیز اهمیت دارند؛ زیرا محصول تولید شده در خارج از چین می تواند بدون قرار گرفتن در چارچوب ظرفیت داخلی چین، به بازارهای مختلف صادر شود.

در همین حال، پروژه آلومینیوم جوآن نیز با ارسال نخستین محموله تولیدی خود به آمریکا در ماه مارس، نشانه‌ ای از تغییر جهت بازار هدف این ظرفیت های جدید ارائه کرده است.

این اتفاق نشان می دهد پروژه های آلومینیومی تحت حمایت سرمایه و فناوری چین، تنها برای پاسخگویی به تقاضای کشورهای آسیایی طراحی نشده اند و می‌ توانند بازارهای آمریکایی و سایر مقاصد غربی را نیز هدف قرار دهند.

قزاقستان؛ مقصد دیگری برای توسعه زنجیره آلومینیوم

گسترش حضور شرکت های چینی در صنعت آلومینیوم به جنوب شرق آسیا محدود نشده است. قزاقستان نیز در حال تبدیل شدن به یکی از مقاصد سرمایه گذاری در زنجیره این فلز است. شرکت شینفا در این کشور برنامه‌ ای برای ایجاد یک پارک صنعتی با رویکرد زنجیره‌ ای دنبال می کند که ظرفیت نهایی آن حدود ۲.۴ میلیون تن آلومینیوم در سال پیش‌ بینی شده است.

اگر این ظرفیت مطابق برنامه توسعه پیدا کند، پروژه مذکور می تواند یکی از نمونه‌ های مهم گسترش حضور سرمایه چینی در صنعت آلومینیوم خارج از مرزهای چین باشد.

از سوی دیگر، گروه East Hope نیز پروژه‌ ای را دنبال می کند که بخش‌های مختلف زنجیره تولید، از بوکسیت و آلومینا تا تولید آلومینیوم نهایی، را در بر می‌گیرد.

توسعه چنین پروژه هایی برای سرمایه گذاران مزیت مهمی دارد؛ زیرا کنترل چند مرحله از زنجیره تأمین می تواند وابستگی به تأمین‌کنندگان خارجی را کاهش داده و مدیریت پروژه ها را آسان‌تر کند.

حضور چین در صنعت آلومینیوم آفریقا نیز پر رنگ‌ تر می‌ شود

آفریقا نیز در نقشه جدید سرمایه گذاری آلومینیومی چین جایگاه قابل توجهی پیدا کرده است. در آنگولا، یک کنسرسیوم چینی به رهبری شرکت هوآتونگ، پروژه احداث کارخانه ذوب آلومینیوم را در منطقه آزاد تجاری Barra do Dande دنبال می کند.

ظرفیت مرحله نخست این پروژه حدود ۱۲۰ هزار تن اعلام شده و بخشی از تجهیزات مورد نیاز آن از چین به آنگولا منتقل شده است.

انتخاب آنگولا از یک منظر دیگر نیز قابل توجه است. قرار گرفتن این پروژه در نزدیکی سواحل اقیانوس اطلس می تواند دسترسی به مسیرهای دریایی و بازارهای غربی را تسهیل کند.

در واقع، انتقال بخشی از تجهیزات، فناوری و سرمایه چینی به کشورهای دیگر، تنها به معنای ایجاد کارخانه جدید نیست؛ بلکه می تواند شبکه ای از ظرفیت های تولیدی را در نقاط مختلف جهان شکل دهد که ارتباط نزدیکی با شرکت های چینی دارند.

 سیاست جایگزینی ظرفیت، به خارج از چین منتقل شده است

سیاست کنترل ظرفیت در ابتدا با هدف ساماندهی صنعت آلومینیوم چین اجرا شد، اما اکنون آثار آن در خارج از مرزهای این کشور نیز دیده می‌شود.

محدودیت ایجاد ظرفیت جدید در چین، شرکت های تولیدکننده را با یک انتخاب مهم مواجه کرده است: یا توسعه خود را متوقف کنند یا بازارهای خارجی را برای ایجاد واحدهای جدید انتخاب کنند. بسیاری از شرکت ها گزینه دوم را برگزیده اند.

در نتیجه، سرمایه، تجهیزات، دانش فنی و تجربه مدیریتی شرکت های چینی به کشورهای مختلف منتقل شده است. این روند می تواند به تدریج ساختار جغرافیایی صنعت آلومینیوم را تغییر دهد.

به جای آنکه تمام ظرفیت جدید در داخل چین متمرکز شود، بخشی از تولید در کشورهای دیگر ایجاد خواهد شد؛ اما این ظرفیت ها همچنان ممکن است از نظر سرمایه گذاری، فناوری، تجهیزات یا زنجیره تأمین به شرکت های چینی وابسته باشند.

 سهم بالای چین از تولید جهانی آلومینیوم

چین در حال حاضر بزرگترین تولیدکننده آلومینیوم جهان است و حدود ۶۰ درصد تولید جهانی این فلز در این کشور انجام می‌ شود.

اهمیت این سهم زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم کاهش یا محدود شدن تولید در برخی مناطق دیگر، وزن چین را در بازار جهانی افزایش داده است. از همین رو، هر تغییر در سیاست تولید چین می تواند پیامدهای گسترده ای برای قیمت، تجارت و جریان عرضه آلومینیوم در سایر بازارها داشته باشد.

اکنون پرسش اصلی این است که آیا محدودیت ظرفیت داخلی چین می تواند از رشد نفوذ این کشور در بازار جهانی جلوگیری کند یا خیر.

تحولات سال‌های اخیر نشان می دهد پاسخ لزوماً مثبت نیست. چین ممکن است به جای افزایش ظرفیت داخل کشور، از طریق سرمایه گذاری خارجی به توسعه نفوذ خود ادامه دهد.

 سرمایه گذاری خارجی چین چه اثری بر بازار جهانی دارد؟

گسترش ظرفیت های آلومینیومی با سرمایه چینی در کشورهای مختلف می تواند چند پیامد مهم برای بازار جهانی داشته باشد.

  • نخست اینکه عرضه آلومینیوم در خارج از چین افزایش پیدا می کند. این مسئله ممکن است بخشی از فشار ناشی از محدودیت تولید داخل چین را خنثی کند.
  • دوم، حضور شرکت های چینی در زنجیره تولید کشورهای دیگر، نفوذ این کشور در تجارت جهانی آلومینیوم را افزایش می دهد.
  • سوم، نزدیکی واحدهای جدید به بنادر و بازارهای مصرف می تواند هزینه صادرات را کاهش داده و مسیر دسترسی به مشتریان بین المللی را کوتاه تر کند.
  • چهارم، ایجاد کارخانه های جدید در کشورهای دارای منابع معدنی یا انرژی مناسب، می تواند مزیت رقابتی تولیدکنندگان چینی را افزایش دهد.

 

بنابراین، سیاست کنترل ظرفیت داخلی ممکن است به جای کاهش حضور چین در بازار جهانی، شکل حضور این کشور را تغییر دهد.

 بازارهای غربی زیر تأثیر توسعه ظرفیت های جدید

یکی از نکات قابل توجه در پروژه های جدید، افزایش توجه به بازارهای غربی است. ارسال محموله تولیدی پروژه جوآن به آمریکا نمونه‌ای از این تغییر محسوب می‌شود.

در سال‌ های اخیر، آمریکا و اروپا تلاش کرده‌ اند وابستگی خود به زنجیره‌ های تأمین تحت سلطه چین را کاهش دهند و ظرفیت های داخلی یا منابع جایگزین ایجاد کنند.

با این حال، اگر کارخانه هایی در کشورهای ثالث با سرمایه و فناوری چینی احداث شوند و محصولات آنها راهی بازارهای غربی شود، ساختار تجارت جهانی پیچیده‌ تر خواهد شد.

در چنین شرایطی، تشخیص مبدأ واقعی ظرفیت تولید، مالکیت سرمایه و مسیرهای تأمین مواد اولیه اهمیت بیشتری پیدا می کند.

 آیا محدودیت تولید چین به کاهش عرضه آلومینیوم منجر می‌شود؟

محدودیت ۴۵ میلیون تنی به این معنا نیست که تولید آلومینیوم چین به صورت ناگهانی کاهش خواهد یافت. افزایش بهره‌ وری و استفاده بهتر از تجهیزات موجود می تواند امکان حفظ تولید در سطوح بالا را فراهم کند.

از سوی دیگر، شرکت های چینی با ایجاد ظرفیت در خارج از کشور می‌ توانند بخشی از رشد آینده خود را در مناطق دیگری دنبال کنند.

بنابراین، برای تحلیل بازار جهانی آلومینیوم، صرفاً بررسی ظرفیت رسمی چین کافی نخواهد بود. لازم است پروژه هایی که با سرمایه یا فناوری چینی در کشورهای مختلف احداث می‌ شوند نیز در محاسبات عرضه جهانی لحاظ شوند.

این موضوع به‌ویژه برای فعالان بازار فلزات، تولیدکنندگان، صادرکنندگان و صنایع پایین‌دستی آلومینیوم اهمیت دارد.

 چشم‌ انداز صنعت آلومینیوم چین در سال‌ های آینده

با توجه به روند موجود، انتظار می‌رود سرمایه گذاری خارجی شرکت های چینی در صنعت آلومینیوم ادامه پیدا کند. محدودیت ظرفیت داخلی، سودآوری مناسب تولید و دسترسی به زیرساخت‌های صنعتی در برخی کشورهای خارجی، سه عامل مهم در این روند هستند.

اندونزی، قزاقستان و کشورهای آفریقایی می‌ توانند همچنان در فهرست مقاصد مهم سرمایه گذاری قرار داشته باشند. در عین حال، نزدیکی پروژه ها به منابع معدنی، انرژی ارزان و مسیرهای صادراتی، نقش تعیین‌ کننده‌ ای در انتخاب مقصدهای بعدی خواهد داشت.

از سوی دیگر، سیاست‌های تجاری آمریکا و اروپا نیز می تواند بر مسیر صادرات این کارخانه‌ ها تأثیر بگذارد. هرگونه تغییر در تعرفه‌ها، قوانین مبدأ یا محدودیت‌های تجاری ممکن است جذابیت برخی پروژه ها را افزایش یا کاهش دهد.

نظرات کاربران :

در حال پردازش ...
صرف نظر از پاسخ دهی (ارسال پاسخ برای نظر )